

ازل نه زمان و نه مکان بودی تو بودی الهی
ِ نه کون و مکان و نه کیان بودی تو بودی الهی
به کون ومکان وبه زمان وبه غذا وتو نیازی که نداری
ِ از کلّ همه خلق انس و ملک و جنّ ؛ بی نیاز هستی الهی
نه نور ی و نه جسمی و نه روحی نه دید نی تو
ِ عقل عاجز و درک عاجز و فهم عاجز؛ و تو کجا بودی الهی
این راز یقین است ازلی بودی و هستی
ِ پیش از تو که هیچ ذرّه مکانی که نبودی الهی
به این همه رازی که به جز تو کسی علم ندارد
ِ جز حضرتت هیچ کس نتواند بداند تو کجا بودی الهی
در ذات تو هر کس که کند فکر سفیه است
ِ قبل از همه از عالم امکان تو کجا بودی الهی
در ذات تو اسرار و معمّا چه کثیر است
ِ تو واحد و بی کفّی و بی مثل و ما نند نداری که الهی
نه زاده شدی نه ولدی شأن تو باشد
ِ هستی توی واجب الوجود هستی الهی
هیچ کس نتواند بشناسد قُدَ ر و شأن و جلالت
ِ باید که بدانند همه جا حاضر و ناظر؛ که تو هستی الهی
آیات تو خیلی بزرگ خیلی عجیب خیلی کثیر است
ِ جز رحمت تو بر کسی امیِّد ندارند الهی
زنبور ومور سنگ وخاک چه پیچیده ای خلق است
ِ در قطره خون؛ نطفه و آب و گُُل آیات اَُلوُف هست الهی
هرخلقت و آیات تو را می نگرم ،در نظر دیده عقلم
ِ در کلّ خلایق و سماوات تو را می بینم الهی
از همه آیات تو ؛ قرآن که آیات کبیر است
بر جنّ و انس و ملک و راه و امام است الهی
هان معنی اللّه؛ که حیران گذارنده خلق است
الحق همه ای عقل و درک فهم که حیران تو بود است الهی
هجده هزار عالَم ز عدم که تو مهیّا نمودی
در هر عالَم آن یک صد و میلیون کیان است الهی
افلاک و زمین بهر که کرسیّ تو است؛ درنظر حقّ
هیچ ذرّه ای افلاک پوشیده و پنهان ز تو نیست ربیّ الهی
روزی نخوری روزی دهی بر همه عالَم
رزّاق و وهّاب و بخشنده و خلاّق الهی
در پیش تو جبریل و نبیّ ین همه انسان غلامند
تو مالک عیسی و موسی و محمّد؛ هم علی بودی الهی
تو اکبر اللّه؛ که هیچ کس نتوان وصف تو گردد
قاصر که زبان و بیان وصف کند؛ ذکرت الهی
مولا توی اعلی توی باقی شافع توی ربیّ
که کلّ خلایق همه فائی و غلامند الهی
ابراهیم و نوح صادق علی را که ائمه تو نمودی
مالک ائمه توی ؛ هم قادر مطلق توی ای ربیّ الهی
تو مالک مُلک به همه عالَم امکان
تو مالک انس و ملک و جنّ و الهی
شاهید و شهید کلّ امامان و نبیّ ین
جز رحمت تو بر کسی امیّد ندارند الهی
ای اصغریا پیرو قرآن وسنّت؛ که در راه نبیّ باش
وصیت تو؛ بر همه انسان این راه و روش است الهی